X
تبلیغات
عشقی


گفته بودم برمیگردم حالا برگشتم بهت میگم دوست دارم و میخوام سیری نگات کنم . .

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 2:9  توسط حمید | 
اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم.


+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 12:42  توسط حمید | 

از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش

 

براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم

 

سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه كم نشوم . تو مرا

 

به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي پس بيا و باز در اين راه

 

تلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداري . در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر،

 

 زيرا كه من و تو ما شده ايم پس نگذار زمانه بيرحم دلهايي را كه از هم

 

جدا نشدني است را به درد آورد دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي

 

آسمان خوشبختي ها روانه كردم چه شبها كه تا سحر به يادت با

 

گونه هاي خیس از دلتنگی ها به سر بردم چه روزها به خاطراتت نفس ها

 

كشيدم پس تو اي سخاوت آسماني من ...

 

مرا دریاب که دیوانه وار دوستت دارم

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 9:53  توسط حمید | 

شنبه را با نام تو آغاز میکنم


یکشنبه ها را به یاد تو میگذرانم


دوشنبه ها را با بوی تو میگذرانم

سه شنبه ها را با خاطرات تو میگذرانم

چهارشنبه ها را با مهر تو میگذرانم

پنج شنبه ها را با عشق تو میگذرانم

جمعه ها را با فکر کردن به تو میگذرانم

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 12:5  توسط حمید | 

همیشه خودت باش

میتوان بهترین  بود

میدونستی گاهی اوقات آدما به کسی که علاقه مند میشن یا به عبارتی عادت میکنن

سعی میکنن لباسشون و خیلی چیزهاشون رو شبیه او میکنن ولی اگه

بتونی خودت رو بشناسی و بدونی که برای چه کاری ساخته شدی

و افکارت رو بشناسی دیگه دنبال اینوری و اونوری

نمیدوی

پس از خودت تقلید کن. نه از من.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 9:31  توسط حمید | 

یک هشدار: مواظب خودت باش

یک نصیحت:هیچ وقت عوض نشو

یک دروغ: دیگه دوستت ندارم

یک حقیقت: دلم برات تنگ شده

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 9:26  توسط حمید | 
با عرض سلام  خدمت بینندگان خودم

امیدوارم زندگی بهتر از زندگی تنهایی و بیدردی داشته باشید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 12:7  توسط حمید | 

با سلام خدمت دوستان عزیز  اگه دیدی امروز برای تو بهار است بدون که دیروز خودت امروز را انتخاب کردی.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 10:0  توسط حمید | 

بهتر است یک موضوع را برایت بگویم از روزی که رفته ای
پشت پنجره به انتظار ایستاده ام و به نوای تیک تاک ساعت گوش سپردهام
گاهی به آسمان خیره میشوم
و گاهی هم از پشت پنجره به افق دور دست تماشا میشینم
میدانم که انتظارم سر انجام
فایده خواهد داشت
زیرا در این انتظار است که گل های باغ وجودم
را پرورش میدهم و برای تقدیم به تو آماده میکنم
در این مسیر است که به دلم نا امیدی راه نمی دهم
و در کلبه ی آرزوهایم روشنی وجودت را همیشه احساس میکنم.چشم انتظارتم
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 19:55  توسط حمید | 
چند روزی است که قاصدک های خیالم
را به نسیم یادت سپردهام و بر بام دلم
آفتاب مهرت طلوع کرده است.راستی
آیا تو از زلال بارانی یا از چشمه ی مهتاب
که دل های سنگی را حریر میکنی؟
آیا لبخند صبح تو را به دامان دشت انداخته که
شب تیره روزان را روشن کرده ای؟
چند روزی است که دیگر به شهر و دیار خود فکر نمیکنم
شهر و دیاری که از آنجا هجرت کرده ام
فکر میکنم
شهر من جایی است که چراغ یاد تو بر خانه هایش آویخته باشد
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 19:53  توسط حمید |